ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1180
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
است . و عرب امروز هيچيك از كيفيات زبان مدون را بجز حركات اعراب اواخر كلمهها از دست نداده است و اعراب همان كيفيتى است كه تنها در زبان مضر روشى يگانه و طريقهاى معروف بشمار ميرود و آن هم برخى از احكام زبان است و علت آنكه زبان مضر مورد توجه واقع شده اين است كه زبان آن قبيله پس از استيلا يافتن عرب بر كشورهاى عراق و شام و مصر و مغرب در نتيجهء آميزش با ملتهاى غير عرب فاسد شد و ملكهء آن به صورتى در آمد كه بجز شكل نخستين بود ، چنان كه گوئى به زبان ديگرى تبديل شد در صورتى كه قرآن بدان زبان نازل گرديده و حديث نبوى بدان نقل شده بود و قرآن و حديث دو ركن و اساس دين اسلام بشمار ميرفتند و چون بيم آن ميرفت كه اين دو اساس فراموش شوند و فهم آنها بسبب فقدان زبانى كه بدان نازل شدهاند بر مردم دشوار گردد ، ناگزير شدند بتدوين احكام و وضع قواعد و اصول و استنباط قوانين آن زبان همت گمارند و پس از اين اقدام دانشى بوجود آمد كه داراى فصول و ابواب و مقدمات و مسائل گرديد و آن را بنام علم نحو و صناعت عربى خواندند و در نتيجه فن محفوظ و دانش مدونى فراهم آمد و بمنزلهء نردبانى شد كه براى فهم كتاب خدا و سنت رسول ( ص ) وى از آن ارتقا ميجويند و شايد اگر ما در اين روزگار به زبان عربى كنونى توجه ميكرديم و در صدد استقراى احكام آن بر مىآمديم بجاى نشان دادن حركات اعراب ، [ كه بدان فساد راه يافته بود ] [ 1 ] در دلالتشان امور ديگرى را برميگزيديم كه در آن موجود است و بمنزلهء قوانينى ميباشند كه به آن زبان اختصاص يافتهاند و شايد آن وقت وضع اواخر كلمات به صورتى در مىآمد كه با شيوهء نخستين زبان مضر مغايرت پيدا ميكرد ، زيرا زبان و ملكات آن به رايگان و تصادفى به دست نمىآيد . و در گذشته زبان مضرى با زبان حميرى نيز به همين مثابه بود ليكن بسيارى از موضوعات زبان حميرى و صرف كلمات آن در زبان مضرى تغيير يافت و گواه آن منقولات موجود
--> [ 1 - ) ] از چاپ « پ » و نسخهء خطى « ينى جامع » .